حوی
🌐 هاوی
«حوی» در عربی میتواند به معنای «در بر گرفت»، «شامل شد» یا «احاطه کرد» باشد؛ از همین ریشه، مفهوم «حاوی» نیز میآید. گاهی هم در اسمها و نسبتها دیده میشود. در فارسی، نزدیکترین معنا برای آن «در بر داشتن»، «شامل بودن» یا «احاطه کردن» است.
جمله سازی با حوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 التقيتُ حوی في المكتبة، وكان يبحث عن مرجعٍ مهم للمشروع.
من هاوا را در کتابخانه ملاقات کردم، و او دنبال یک مرجع مهم برای پروژهاش میگشت.
💡 شرحَ حوی الفكرة بوضوح، فوافق الفريق على تنفيذها مباشرة.
حاوی این ایده را به روشنی توضیح داد و تیم موافقت کرد که فوراً آن را اجرا کند.
💡 كتبَ حوی تقريره بسرعة ثم سلّمه إلى المشرف قبل نهاية الدوام.
حاوی گزارشش را سریع نوشت و سپس قبل از پایان روز کاری آن را به سرپرست تحویل داد.