وعيه

🌐 آگاهی او

این واژه غالباً به معنی «آگاهی او» یا «ظرف / محتوای او» در برخی بافت‌ها می‌آید، اما در عربی رایج‌تر، «وعي» به معنای «آگاهی، شعور، ادراک» است و «ـه» به آن اضافه شده است. اگر به صورت اسمی در متن باشد، می‌تواند «آگاهی‌اش» یا «دریافت او» معنا شود. بدون جمله، دقیق‌ترین برداشت «آگاهی او» است.

اسم (noun)

📌 هوشیاری

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 ناخودآگاه

📌 آگاهانه

جمله سازی با وعيه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساعدتهُ المحاضراتُ على تطويرِ وعيه الصحيِّ والبيئيِّ بشكلٍ واضح.

این سخنرانی‌ها به او کمک کرد تا آگاهی خود را در مورد سلامت و محیط زیست به میزان قابل توجهی افزایش دهد.

💡 مع كثرة القراءة والخبرة، قد نما وعيه بشكل واضح.

با مطالعه و تجربه گسترده، آگاهی او به وضوح افزایش یافته است.

💡 كلانتون الصغير ثمل و فقد وعيه في الحمرا

کلانتون کوچولو در الحمرا مست کرد و از حال رفت.

💡 ازدادَ وعيه بأهميةِ الوقتِ بعد أن تعرّضَ لتجربةٍ صعبةٍ في العمل.

آگاهی او از اهمیت زمان پس از تجربه یک موقعیت دشوار در محل کار افزایش یافت.

💡 أثّرتْ القراءاتُ الجديدةُ في وعيه السياسيِّ والاجتماعيِّ كثيرًا.

قرائت‌های جدید تأثیر زیادی بر آگاهی سیاسی و اجتماعی او گذاشت.

💡 ‫الجهات آالت تعذيب لمن عشق من ال يسكن بينهم‬ ‫سكره منهم‬ ‫هرب وعيه في ُ‬ ‫لمن ّ‬ ‫لمن رأى في العماء ما لم يره في العيان‪.

مقامات، ابزارهای شکنجه‌ای هستند برای کسانی که دوست می‌دارند، برای کسانی که در میان آنها ساکن نیستند، برای کسانی که از آنها می‌گریزند، برای کسانی که در تاریکی چیزی را می‌بینند که در منظره نمی‌دیدند.

کلمات مرتبط