حوج

🌐 هوج

«حوج» از ریشه‌ای نزدیک به «حاجَ / حاجة» می‌تواند به معنای نیاز، احتیاج، یا در برخی کاربردها به حالت نیازمند شدن اشاره داشته باشد. این صورت به‌تنهایی چندان رایج نیست، اما در خانواده واژگانیِ مرتبط با «نیاز» و «احتیاج» قرار می‌گیرد. در متون عربی، معانی آن بسته به ساخت و کاربرد می‌تواند متفاوت باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نیاز

جمله سازی با حوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا ينبغي أن يترك المدير الموظفين في حوج إلى الأدوات الأساسية.

مدیر نباید کارمندان را در نیاز به ابزار اولیه رها کند.

💡 شعر العامل بـ حوج شديد إلى الراحة بعد يوم طويل من العمل.

کارگر پس از یک روز کاری طولانی، نیاز شدیدی به استراحت احساس می‌کرد.

💡 في القرية، كان الناس يتعاونون عند حوج أحدهم إلى المساعدة.

در روستا، وقتی کسی به کمک نیاز داشت، مردم همکاری می‌کردند.

کلمات مرتبط