حمزة
🌐 حمزه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 حمزه
جمله سازی با حمزة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقال محمود حمزة مدير قوة الردع الخاصة لتلفزيون النبأ إن خمسة أجانب من بينهم إمرأتان بالاضافة إلى ضابط أمن واثنين من المسلحين قتلوا في الهجوم على فندق كورينثيا في العاصمة الليبية.
محمود حمزه، مدیر نیروی ویژه بازدارندگی، به تلویزیون النباء گفت که پنج خارجی از جمله دو زن و همچنین یک افسر امنیتی و دو فرد مسلح در حمله به هتل کورینتیا در پایتخت لیبی کشته شدند.
💡 أرسلَتْ لي حمزة رسالةً قصيرةً تسألُ فيها عن موعدِ الرحلةِ القادمة.
حمزه پیام کوتاهی برایم فرستاد و درباره تاریخ سفر بعدی پرسید.
💡 والآن ستنهي ما لم يتمكن ذلك الجبان حمزة من إنهائه.
و حالا تو کاری رو که حمزهی ترسو نتونست تموم کنه، تموم میکنی.
💡 كانَ حمزة من أكثرِ الموظفينَ التزامًا بالحضورِ والمشاركةِ في النقاشاتِ اليومية.
حمزه یکی از متعهدترین کارمندان از نظر حضور و مشارکت در بحثهای روزانه بود.
💡 عندما نهضتُ لكي أحضر حمزة صرخ الجندي في وجهي.
وقتی بلند شدم که حمزه را بیاورم، سرباز سرم داد زد.
💡 حضرَ حمزة الاجتماعَ مبكرًا، وجلسَ قربَ النافذةِ ينتظرُ بدءَ العرضِ التقديمي.
حمزه زودتر از موعد به جلسه رسید و نزدیک پنجره منتظر شروع ارائه نشست.