حماتي
🌐 مادر شوهرم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مادر شوهرم
جمله سازی با حماتي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعرت بأني أقف في حضرة حماتي التي قررت أن تقوم بحملة تفتيش على بيت زوجة ابنها.
احساس میکردم در حضور مادرشوهرم ایستادهام که تصمیم گرفته بود خانهی همسر پسرش را بازرسی کند.
💡 ذهبتُ إلى بيت حماتي مساءً، فاستقبلتنا بحفاوة وقدمت لنا العشاء بسرعة.
عصر به خانه مادرشوهرم رفتم و او با رویی گشاده از ما استقبال کرد و شام را سریع برایمان آورد.
💡 أعددت فنجان قهوة وأخذت سجائري وخرجت للزقاق حتى ال أزعج أنف حماتي
یک فنجان قهوه درست کردم، سیگارهایم را برداشتم و برای اینکه دماغ مادرشوهرم را اذیت نکنم، به کوچه رفتم.
💡 في كل مناسبة عائلية، تُصرّ حماتي على إعداد الطعام بنفسها احترامًا للتقاليد.
در هر مناسبت خانوادگی، مادرشوهرم به احترام سنتها اصرار دارد که خودش غذا را آماده کند.
💡 لكنني أسامحها فلم تكن سوى ضحية في لعبة حب النفس والسلطة والنفوذ التي حاكتها حماتي
اما من او را میبخشم؛ او صرفاً قربانی بازی خودخواهی، قدرت و نفوذی بود که توسط مادرشوهرم ترتیب داده شده بود.
💡 قالت حماتي إنها ستزور الطبيب غدًا، لأنّها تشعر بتعب خفيف منذ عدة أيام.
مادرشوهرم گفت که فردا به پزشک مراجعه خواهد کرد زیرا چند روزی است که کمی احساس خستگی میکند.