حکیم
🌐 خردمند
«حكيم» یعنی «دانا، خردمند، فرزانه» و از واژههای مهم عربی است. این کلمه برای انسانی بهکار میرود که در گفتار و رفتار دارای عقل، دوراندیشی و فهم درست باشد؛ گاهی نیز در معنای «پزشک» یا «فیلسوف» هم استعمال میشود.
اسم (noun)
📌 حکیم
صفت (adjective)
📌 خردمند
📌 محتاط
📌 عاقلانه
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 حکیم
📌 هوشمند
جمله سازی با حکیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمع الناس عن ملک حكيم أنصف المظلومين.
مردم درباره پادشاهی خردمند شنیدند که به داد مظلومان رسید.
💡 كان الطبيب حكيم ًا في قراراته، فاختار العلاج المناسب بعد الفحص الدقيق.
پزشک در تصمیمگیریهایش خردمند بود و پس از معاینه کامل، درمان مناسب را انتخاب کرد.
💡 تصرف حكيم المدير أنقذ الفريق من خسارةٍ كبيرةٍ في اللحظة الأخيرة.
اقدام هوشمندانه سرمربی، تیم را از یک باخت بزرگ در آخرین لحظه نجات داد.
💡 إن هذا القرار لرای حكيم بعد دراسة كل الظروف المتاحة.
این تصمیم، نظر یک انسان خردمند پس از مطالعهی تمام شرایط موجود است.