حفی
🌐 هافی
در عربی واژهای کمکاربردتر است و غالباً در برخی متون به معنای «شایسته، سزاوار» یا در مقام توصیف چیزی که با دقت و عنایت همراه است دیده میشود. بسته به متن، ممکن است معنای دقیق آن متفاوت باشد.
جمله سازی با حفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصفه الطبيب بأنّه حفی الملامح بعد العلاج، وقد عاد إليه نشاطه سريعًا.
پزشک او را فردی رنگپریده پس از درمان توصیف کرد و گفت که فعالیتش به سرعت به او بازگشته است.
💡 في الحفل، ظهر الشاب حفی الوجه بعد أسابيع من المرض والراحة الطويلة.
در آن مهمانی، مرد جوان پس از هفتهها بیماری و یک دوره استراحت طولانی، پابرهنه ظاهر شد.
💡 كان الطفل حفی الكفين، يضحك وهو يلمس الماء البارد في الصباح.
کودک پابرهنه بود و صبح هنگام با لمس آب سرد، خندهاش میگرفت.