حفف
🌐 لبه
این واژه از ریشه «حفف» میآید و به معنای «احاطه کردن»، «گرداگرد چیزی را گرفتن» یا «پیرامون چیزی را پر کردن» است. گاهی در کاربردهای ادبی یا لغوی، مفهوم «محصور کردن» یا «دورادور قرار گرفتن» نیز از آن فهمیده میشود. در فارسی میتوان آن را «احاطه کرد» یا «گرداگرد قرار داد» معنا کرد.
فعل (verb)
📌 سویش
جمله سازی با حفف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حاول العامل حفف التراب حول الشجرة كي تثبت الجذور جيدًا.
کارگر سعی کرد خاک اطراف درخت را شل کند تا مطمئن شود ریشهها محکم در جای خود قرار گرفتهاند.
💡 في المساء، قرر الأب أن حفف المكان قبل وصول الضيوف.
عصر، پدر تصمیم گرفت قبل از رسیدن مهمانها، همه جا را تمیز کند.
💡 بدأت الأم حفف الحديقة الصغيرة لتجعلها أكثر ترتيبًا وجمالًا.
مادر شروع به هرس کردن باغچه کوچک کرد تا آن را مرتبتر و زیباتر کند.