حطمت

🌐 من شکستم.

«حطمت» یعنی «شکستم / خرد کردم / درهم کوبیدم» یا «شکست» بسته به اینکه فعل از چه کسی باشد. این صورت، گذشته‌ی فعل است و نشان می‌دهد که کاری در گذشته انجام شده که نتیجه‌اش شکستن، نابود کردن یا خرد شدن چیزی بوده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شکست

📌 متلاشی شده

📌 خرد شده

📌 نابود شده

📌 تصادف کرد

📌 خراب شده

جمله سازی با حطمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حين رحل صديقي دون وداع، حطمت قلبي تلك اللحظة ولم أستطع الكلام.

وقتی دوستم بدون خداحافظی رفت، همان لحظه قلبم شکست و نتوانستم حرف بزنم.

💡 خبر الفقدان حطمت قلبي، وجعلني أبكي بصمت طوال الليل.

خبر فقدان، قلبم را شکست و باعث شد تمام شب را بی‌صدا گریه کنم.

💡 ‬كيفما حطمت العواصف‬ ‫سفينتك فاقفزي في البحر كالسمكة‪

هرچند طوفان‌ها کشتی‌ات را خراب کنند، مثل یک ماهی به دریا بپر.

💡 ‬فأُنثاي حطمت كل قوانني اجلمال و انكسرت على أعتاهبا كل‬ ‫مقاييس األنوثة لتصبح وحدها عنوان هلا.

زن من تمام قوانین زیبایی را در هم شکست و تمام معیارهای زنانگی در آستانه او شکسته شد، به طوری که او به تنهایی لقب آن را گرفت.

💡 ، عندما تقاتلنا من قبل حطمت الوطواط.

وقتی قبلاً دعوا کردیم، من چوب بیسبال را نابود کردم.

💡 ‬أود‬ ‫األبتعاد عن هاته الحياة التعيسة التي حطمت شبابي و هدمت أحالمي

می‌خواهم از این زندگی نکبت‌بار که جوانی‌ام را تباه کرده و رویاهایم را نابود کرده، دور شوم.

کلمات مرتبط