حطت

🌐 فرود آمد.

«حطت» صورت صرف‌شدهٔ فعل «حطّ» است و معمولاً یعنی فرود آمد، پایین آمد، گذاشت، بر زمین نهاد ؛ بسته به متن ممکن است به صورت «او فرود آمد» یا «او پایین گذاشت» فهمیده شود. این واژه از نظر دستوری شکل گذشتهٔ فعل است و معنی دقیقش به فاعل و جمله وابسته است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فرود آمد

📌 لمس شده

📌 پرید روی

جمله سازی با حطت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وكان هذا حينما حطت قاطعة"" الطرق أعلى العربة

این زمانی بود که راهزن روی گاری فرود آمد.

💡 حطت الطائرة في المطار الدولي بعد رحلة استمرت خمس ساعات.

هواپیما پس از پنج ساعت پرواز در فرودگاه بین‌المللی به زمین نشست.

💡 حطت العصفورة على الشجرة ثم بدأت تغرد بصوت جميل.

پرنده روی درخت نشست و سپس شروع به آواز خواندن زیبایی کرد.

💡 صرخت عندما حطت دبور على كتفها خلال الحدث في الهواء الطلق.

او در این رویداد در فضای باز وقتی زنبوری روی شانه‌اش نشست، جیغ زد.

💡 ‬حطت رحالها بٌن ٌدٌك‬ ‫الحزن‬ ‫أرملة‬ ‫ِ‬ ‫ْ‬ ‫خلعت عنها السواد‬ ‫المواسم الخٌّرة‬ ‫عذراء‬ ‫ِ‬ ‫ْ‬ ‫وابتسمت لعقد ِة حاجبٌك‬ ‫حافٌة ‪.

او در دستان تو آرام گرفت، بیوه‌ای از غم، سیاهی فصل‌های خوب را کنار گذاشت، دوشیزه‌ای، و پابرهنه بر گره ابروان تو لبخند زد.

💡 حطت الأم حقيبتها على الطاولة وبدأت تحضر العشاء بسرعة.

مادر کیفش را روی میز گذاشت و سریع شروع به آماده کردن شام کرد.