حشش
🌐 حشیش
این واژه معمولاً به عمل «درودن، چیدن، بریدن گیاه یا علف» اشاره دارد و از همین ریشه، «حشّ» به معنی بریدن سبزه و علف نیز آمده است. در برخی کاربردها، بهطور کلی به چیزی که خرد یا بریده شده باشد نیز اشاره دارد. این واژه بیشتر با فضای کشاورزی و برداشت گیاهان پیوند دارد.
جمله سازی با حشش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أمضى الرجلُ يومَهُ حششَ الأشواكِ حولَ الحديقةِ الصغيرة.
مرد روزش را صرف کندن خارهای اطراف باغچه کوچک کرد.
💡 طلبَ المديرُ حششَ المنطقةِ المهملةِ استعدادًا لتنظيمِ المكان.
مدیر دستور داد چمنهای منطقهی مورد غفلت را بردارند تا برای ساماندهی آن مکان آماده شوند.
💡 كان الفلاحُ حششَ العشبِ اليابسِ من الحقلِ قبلَ هطولِ المطر.
کشاورز قبل از باران، علفهای خشک مزرعه را چیده بود.