حرجة
🌐 بحرانی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بحرانی
📌 حیاتی
📌 ناجور
📌 ظریف
📌 پرمخاطره
جمله سازی با حرجة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصل العامل إلى المستشفى بحالة حرجة بعد الحادث مباشرة.
این کارگر بلافاصله پس از حادثه در وضعیت وخیمی به بیمارستان منتقل شد.
💡 سعى الطبيب إلى استغلال الفرص التي اللحظات فيها حرجة لإنقاذ المريض.
پزشک در مواقع حساس برای نجات بیمار، در پی استفاده از فرصتها بود.
💡 بذل الطبيب كل ما يستطيع من أجل إنقاذه، لكن حالته كانت حرجة للغاية.
پزشک تمام تلاش خود را برای نجات او انجام داد، اما وضعیت او بسیار وخیم بود.
💡 وصلت الشركة إلى مرحلة حرجة بعد خسائر متتالية في السوق.
این شرکت پس از زیانهای متوالی در بازار، به مرحله بحرانی رسید.
💡 فسارع الطبيب إلى غرفة الطوارئ فور سماعه النداء، لأن الحالة كانت حرجة جدًا.
پزشک به محض شنیدن تماس، به سرعت به اورژانس رفت، زیرا وضعیت بسیار بحرانی بود.
💡 لكن الطبيب سمع ّ مع األسف شخصني كحالة حرجة تحتاج إلى العناية في ِّ يميز بين الحزن واالكتئاب
اما متأسفانه پزشک، من را به عنوان یک مورد بحرانی تشخیص داد که نیاز به مراقبت در بیمارستانی دارد که بین غم و افسردگی تمایز قائل میشود.
💡 كانت الحالة حرجة في المستشفى، لذلك عمل الأطباء طوال الليل لإنقاذ المصاب.
وضعیت در بیمارستان بحرانی بود، بنابراین پزشکان تمام شب را برای نجات فرد مجروح تلاش کردند.