احرج
🌐 خجالت زده
این واژه معمولاً از ریشهٔ حرج است و در کاربرد عربی میتواند به معنی در تنگنا قرار داد، به زحمت انداخت، یا دچار دشواری کرد باشد. «حرج» خود به معنای تنگی، سختی، دشواری، یا گناه / حالت ناراحتکننده است و «أحرج» در قالب فعل، بیشتر حسِ ایجادِ فشار یا تنگنا را میدهد.
فعل (verb)
📌 خجالت دادن
📌 شرمساری
📌 جانفشانی کردن
صفت (adjective)
📌 خجالت زده
جمله سازی با احرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لم يكن في نيتي يوما ان احرج المدينة أو أسيء لزملائي في المجلس المحلي .
هرگز قصد نداشتم شهر را شرمنده کنم یا همکارانم را در شورای محلی آزرده خاطر کنم.
💡 أحيانًا قد احرج الشخصَ بسؤالٍ شخصيٍّ من دونِ قصدٍ.
بعضی وقتها ممکن است ناخواسته کسی را با یک سوال شخصی شرمنده کنم.
💡 لا أريدُ أن احرج صديقي أمامَ الناسِ أثناءَ النقاشِ.
نمیخواهم در طول بحث، دوستم را جلوی مردم شرمنده کنم.
💡 حاولَ المعلمُ ألا احرج الطالبَ عندما أخطأَ في الجوابِ.
معلم سعی کرد وقتی دانشآموز در پاسخ اشتباه کرد، او را شرمنده نکند.
💡 اضن براد احرج نفسه بما فيه الكفايه اليوم
فکر میکنم برد امروز به اندازه کافی خودش را شرمنده کرد.