حرج

🌐 بحرانی

«حَرَج» به معنی «تنگی»، «سختی»، «مشقت» و نیز «گناه» یا «بیم از خطا» است. در عربی قرآنی، «لا حرج» یعنی «هیچ تنگی و دشواری‌ای نیست» یا «گناهی بر شما نیست». این واژه هم بعدِ فیزیکیِ تنگی و فشار را می‌رساند و هم بعدِ اخلاقی و فقهیِ «ملامت یا گناه» را.

اسم (noun)

📌 جنگل

📌 خجالت

صفت (adjective)

📌 بحرانی

📌 خجالت زده

📌 حیاتی

📌 ناراحت کننده

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 ناجور

جمله سازی با حرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاولت أن أساعده حتى لا يبقى في موقف حرج أمام زملائه.

سعی کردم به او کمک کنم تا جلوی همکارانش در وضعیت شرم‌آوری قرار نگیرد.

💡 حاول الطبيب أن يطرح السؤال دون أن يسبب حرج للمريض أو يزعجه.

پزشک سعی کرد بدون اینکه بیمار را خجالت‌زده یا ناراحت کند، سوال را بپرسد.

💡 وضع المدير الموظف في حرج عندما سأله أمام الجميع عن سبب التأخير.

مدیر وقتی جلوی همه از کارمند در مورد دلیل تأخیر پرسید، او را در شرایط شرم‌آوری قرار داد.

💡 ولقد أصبح الإخوان، تحت تأثير الشاطر، من المؤيدين بلا حرج لقوى السوق الحرة.

تحت تأثیر الشاطر، اخوان المسلمین به حامیان بی‌چون و چرای نیروهای بازار آزاد تبدیل شد.

💡 وضعه السؤال المفاجئ في حرج شديد، فلم يعرف كيف يجيب بسرعة.

این سوال غیرمنتظره او را در موقعیت بسیار ناخوشایندی قرار داد، زیرا نمی‌دانست چگونه سریع پاسخ دهد.

💡 إنه حرج اجتماعي وكأنك غريب في بلد أجنبي.

این یک شرمساری اجتماعی است، مثل غریبه بودن در یک کشور خارجی.

کلمات مرتبط