جلجل

🌐 زنگوله

جَلْجَلَ فعلِ به‌معنای «صدای زنگ یا جلنگ‌جلنگ داد، طنین انداخت، به صدا درآمد» است. این فعل معمولاً برای حرکتِ چیزی که صدای فلزی یا زنگ‌دار ایجاد می‌کند به کار می‌رود. از آن اسمِ مصدرهایی مانند جلجلة هم ساخته می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 زنگوله

📌 صدای ضربه

جمله سازی با جلجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لقد حصل على شعور طبيعي جلجل النقدية.

او به طور طبیعی صدای جیرینگ جیرینگ پول را حس کرد.

💡 في كثير من الأحيان، فسوف نسمع جلجل عند تقديم مشهد جديد في مقطورة ذلك من الواجب التعامل مع الصدمة والرعب.

اغلب، وقتی صحنه جدیدی در تریلر معرفی می‌شود که باید از نظر شوک و وحشت با آن برخورد شود، صدای زنگوله مانندی می‌شنویم.

💡 ‬وحاول أن يتكلم لكن صوت‬ ‫الكوو جلجل في أنحاء القاعة‪:‬‬ ‫خارجا‪.

سعی کرد حرف بزند، اما صدای قهقهه در سراسر سالن پیچید: بیرون.

💡 كان الأطفالُ يضحكونَ وهم يرددون: جلجل يا صوتُ الفرحِ في الساحةِ.

بچه‌ها در حالی که می‌خندیدند، شعار می‌دادند: «ای صدای شادی در میدان، زنگوله بزن.»

💡 صاحتِ المرأةُ في الاحتفالِ: جلجل يا جرسُ العيدِ، وازدادَ التصفيقُ حولها.

زن در جشن فریاد زد: «ای ناقوس جشن، به صدا درآی!» و تشویق اطرافیانش بیشتر شد.

کلمات مرتبط