جلج

🌐 جلاج

جَلْجَل یا جَلْج در اصل به صدا و لرزشِ حاصل از برخورد یا حرکتِ چیزی فلزی اشاره دارد و در عربی برای صدای زنگ‌مانند یا تق‌تقِ آمیخته با طنین به کار می‌رود. گاهی این ریشه به معنای «آویختنِ زنگوله» یا «پیدا شدن صدای زنگ» نیز می‌آید.

جمله سازی با جلج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان جلج ُ السلسلةِ على البابِ علامةً على أنَّ أحدًا دخلَ قبل قليل.

صدای زنگ زدن زنجیر در نشان می‌داد که کمی پیش کسی وارد شده است.

💡 سمعتُ جلج َ الأدواتِ المعدنيةِ في الصندوقِ حين حرّكَه العاملُ.

وقتی کارگر جعبه را جابه‌جا می‌کرد، صدای به هم خوردن ابزارهای فلزی داخل جعبه را شنیدم.

💡 سقطتِ الحجارةُ في الماءِ فبدأت جلج ًةٌ خفيفةٌ قربَ الضفة.

سنگ‌ها به درون آب افتادند و صدای غرش خفیفی در نزدیکی ساحل شروع شد.

کلمات مرتبط