جفو
🌐 سردشان بود.
این واژه از ریشهی «جفا» است و در عربی به معنای بیمهری کردن، دوری گزیدن، خشونت در رفتار یا ترکِ ملاطفت به کار میرود. گاهی هم به خودِ عملِ جفاکاری و سفتوسخت برخورد کردن اشاره دارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پلک هایم
📌 چشمانم
📌 خب
جمله سازی با جفو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لا ينبغي للمرء أن جفو من ساعده في وقت الشدة.
نباید از کسی که در سختیها به او کمک کرده، روی برگرداند.
💡 شعرته بالأسى عندما رأيت صديقي جفو أهله بعد خلافٍ طويلٍ بينهما.
وقتی دیدم دوستم بعد از مدتها اختلاف بین خانوادهاش، از آنها جدا شده، دلم برایش سوخت.
💡 حاولتُ ألا جفو زميلي رغم انشغالي الكبير في العمل.
با وجود مشغله کاری زیاد، سعی کردم از همکارم دور نباشم.