جزمة
🌐 چکمه
به معنای دستهای از چیزی که با هم جمع شدهاند، و در کاربرد رایج امروزی عربی به «کفش» هم گفته میشود. در برخی متون قدیمیتر، این واژه میتواند معنی بسته، مجموعه یا چیزی گردآمده را نیز بدهد.
اسم (noun)
📌 بوت
📌 کفش
جمله سازی با جزمة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشتريت جزمة جديدة تناسب العمل الشتوي الطويل.
چکمههای جدیدی خریدم که برای کار طولانی زمستانی مناسب هستند.
💡 نسي الطالب جزمة ه عند باب الصف فاضطر للعودة إليها.
دانشآموز کفشهایش را دم در کلاس جا گذاشت و مجبور شد برگردد و آنها را بردارد.
💡 كانت جزمة العامل مبللة بعد يوم كامل من المطر.
چکمههای کارگر پس از یک روز کامل بارندگی خیس بود.