جدو
🌐 پدربزرگ
«جدو» در نگارش عربی معمولاً به شکل «جَدُّهُ» میآید و به معنی پدربزرگِ او است. اگر بهصورت «جدو» نوشته شود، معمولاً در فارسینویسیِ غیررسمی یا آوانویسیِ گفتاریِ عربی است. پس معنی آن همان پدربزرگش است.
اسم (noun)
📌 پدربزرگ
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جدو
جمله سازی با جدو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان جدو ينتظرنا عند الباب منذ الصباح الباكر.
پدربزرگ از صبح زود دم در منتظرمان بود.
💡 ال تشغل بالكم بتفكير بي فانا جدو بخير ادعو لي
نگران من نباش، من خوبم. لطفا برای من دعا کن.
💡 تحدث الطفل بحماس مع جدو عن المدرسة والأصدقاء.
کودک با شور و شوق با پدربزرگش درباره مدرسه و دوستانش صحبت کرد.
💡 اصطحبتني أمي لزيارة جدو بعد انتهاء الامتحانات.
مادرم بعد از تمام شدن امتحانات، من را به دیدن پدربزرگم برد.
💡 وباإلمكان اختصار كل هذه التعليمات التي ال جدو منها
همه این دستورالعملهای بیمعنی را میتوان کوتاه کرد.