جدع

🌐 جاد

این واژه در عربی به معنی «بریدن بینی یا گوش» به‌صورت ظاهری و تاریخی آمده و گاهی نیز به‌صورت مجازی برای «دست‌وپا شکستن / تحقیر شدید» استفاده می‌شود. در بعضی لهجه‌ها و کاربردهای غیررسمی، ممکن است به‌صورت دشنام یا تحقیر هم به‌کار برود. بنابراین بار معنایی آن می‌تواند خشن یا تحقیرآمیز باشد.

فعل (verb)

📌 مثله کردن

📌 قطع کردن

📌 کلاهبرداری

📌 قطع عضو کردن

جمله سازی با جدع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يلاَّ يا جدع أنت وهو خذوا جنب خلونا نشوف أكل عيشنا‪.

بیخیال، شما دو نفر، کنار بروید و بیایید به معیشت خودمان رسیدگی کنیم.

💡 قال الناس عنه إنه جدع لأنه يساعد الجميع دون انتظار مقابل.

مردم درباره او می‌گفتند که مرد خوبی است، چون بدون هیچ چشم‌داشتی به همه کمک می‌کرد.

💡 ‬دنا‬ ‫حميد من عبد العزيز حتى أصبح يواجهه تماما ثم اتسعت عيناه بنظرة‬ ‫متحفزة كارهة وقال بصوته الرفيع الثعباني‪:‬‬ ‫ـ معك مفتاح المخزن يا جدع أنت؟

حمید به عبدالعزیز نزدیک شد تا اینکه مستقیماً رو به رویش قرار گرفت، سپس چشمانش با نگاهی خصمانه و نفرت‌انگیز گشاد شد و با صدای نازک و مارگونه‌اش گفت: «کلید انبار را داری، رذل؟»

کلمات مرتبط