جبين

🌐 ابرو

«جبين» به‌معنای پیشانی است و یکی از واژه‌های رایج عربی برای بخش جلویی صورت به‌شمار می‌آید. این کلمه در شعر و نثر عربی بسیار دیده می‌شود و گاهی در تعبیرهای ادبی برای نشان دادن آبرو، کرامت، یا حالت چهره نیز به‌کار می‌رود. برابر اصلی آن در فارسی «پیشانی» است.

اسم (noun)

📌 پیشانی

📌 ابرو

جمله سازی با جبين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تولى الكاهن وضع الزيت المقدس على جبين ابن معمديني أثناء المعمودية.

کاهن در طول غسل تعمید، روغن مقدس را روی پیشانی پسر تعمید یافته قرار می‌داد.

💡 رأيتُ العرقَ يسيلُ على جبين اللاعب بعد الجري الطويل.

دیدم که بعد از دویدن طولانی، عرق از پیشانی بازیکن سرازیر شد.

💡 لمست الأم جبين طفلها لتتأكد من أن حرارته قد انخفضت.

مادر پیشانی فرزندش را لمس کرد تا مطمئن شود تبش پایین آمده است.

💡 تحسست الأم جبين طفلها لتعرف إن كانت الحرارة قد ارتفعت من جديد.

مادر پیشانی فرزندش را لمس کرد تا ببیند آیا تب دوباره بالا رفته است یا نه.

💡 تلمست الأم جبين طفلها لتتأكد من حرارة جسمه قبل النوم.

مادر قبل از خواب فرزندش، پیشانی او را لمس کرد تا دمای بدنش را بررسی کند.

💡 بدت آثارُ السفع واضحةً على جبين السائق بعد سفرٍ طويلٍ في الظهيرة.

آثار سوختگی پس از یک سفر طولانی در ظهر، به وضوح روی پیشانی راننده دیده می‌شد.

کلمات مرتبط