ثوبا
🌐 یک جامه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 لباس
📌 لباس مجلسی
📌 ردا
📌 جامه
جمله سازی با ثوبا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدّمت العائلةُ للضيف ثوبا نظيفًا بدلًا من الذي تلطخ أثناء السفر.
خانواده به مهمان یک لباس تمیز دادند تا جایگزین لباسی شود که در طول سفر کثیف شده بود.
💡 اشترى الأب ثوبا أبيضَ لحضور صلاة الجمعة.
پدر برای شرکت در نماز جمعه، عبای سفیدی خرید.
💡 إنّها ترتدي ثوبا ً أبيض خرجت َ صعا ً أر مثلها قط.
او لباس سفیدی پوشیده است. من هرگز کسی مثل او ندیدهام.
💡 لبس الطفل ثوبا جديدًا في صباح العيد بفرح كبير.
کودک صبح روز عید با شادی فراوان لباس نو پوشید.
💡 يقيسُ الخياطُ ثوبا جديدًا للزبونِ قبلَ أن يبدأَ في القصِّ والخياطةِ النهائية.
خیاط قبل از شروع برش و دوخت نهایی، لباس جدید را برای مشتری اندازه گیری میکند.
💡 ذهبتِ السيدةُ إلى السوقِ حيثُ يقيسُ البائعُ ثوبا مناسبًا لطفلِها الصغير.
خانم به بازار رفت، جایی که فروشنده داشت لباس مناسبی برای فرزند خردسالش اندازه میگرفت.
💡 يقيسُ المصممُ ثوبا من القماشِ الفاخرِ ليعدَّهُ لاحتفالٍ رسميٍّ في المساء.
طراح، لباسی از پارچهای فاخر را اندازه میگیرد تا برای یک جشن رسمی عصرانه آماده کند.