توام

🌐 دوقلو

به معنای «دوقلو، همزاد، یا همراه و هم‌زمان» است؛ بسته به متن، می‌تواند برای دو موجود یا دو چیزِ جفت و مشابه به کار رود. در فارسی هم گاهی به صورت «توأم» به معنای «همراه با» یا «هم‌زمان با» دیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 رفیق

📌 دوقلوها

صفت (adjective)

📌 دوقلو

📌 دو برابر

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 دوقلو

جمله سازی با توام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اذاً عليك التفكير في هذه الفتاة الصغيرة وكأنها توام روحك في الالم

پس باید این دختر کوچولو رو به عنوان جفت روحی خودت که درد می‌کشه در نظر بگیری.

💡 وُلِد الطفل توام لأخته في المستشفى نفسه.

این کودک به صورت دوقلو با خواهرش در همان بیمارستان به دنیا آمد.

💡 كان وجهه توام مع صورة والده في شبابه.

چهره‌اش با عکس پدرش در جوانی‌اش همزاد بود.

💡 اشترت الأسرة منزلاً توام مع الحديقة الصغيرة في الضاحية.

خانواده یک خانه دوقلو با یک باغ کوچک در حومه شهر خریدند.

💡 غرف مفرده أو توام أو مزدوجة مع وجبه إفطار اختياريه.

اتاق‌های یک تخته، دو تخته یا دو تخته با صبحانه‌ی اختیاری.

💡 ‬وهي مش فاهمة الدكتورة قالت ايه فرحه كده‬ ‫وقال ‪ :‬دول توام يا روني‪.

او حرف دکتر را نفهمید، بنابراین از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید و گفت: «اینها دوقلو هستند، رونی.»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران