تنهض

🌐 برخیز.

«تَنْهَض» از ریشه «نَهَضَ» به‌معنای برخاستن، بلند شدن، قیام کردن، یا از جایی حرکت کردن است. همچنین در کاربردهای مجازی می‌تواند به معنی پیشرفت کردن، رشد کردن، یا بهبود یافتن هم به کار رود؛ مثلاً وقتی گفته می‌شود یک جامعه یا اقتصاد «تنهض»، یعنی رو به رشد و شکوفایی می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بلند شو

📌 ترویج

📌 افزایش

📌 پیش بردن

📌 برخیز.

📌 برآورده کردن

جمله سازی با تنهض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وتبين تجربتنا أن القاعدة القيمية التي تنهض بالاعتدال والارتداع الشخصي والصالح المشترك تميل إلى كبح الفساد.

تجربه ما نشان می‌دهد که یک نظام ارزشی که میانه‌روی، خویشتن‌داری شخصی و خیر عمومی را ترویج می‌دهد، معمولاً فساد را مهار می‌کند.

💡 ‬عندما انتهت الحصة لم تنهض ميتسي لتو ّدعني كعادتها‪

وقتی درس تمام شد، میتسی مثل همیشه برای خداحافظی از من بلند نشد.

💡 يوما ما، مدرسة القرآن العظيم سوف تنهض داخل جدران هذه الجامعة.

روزی، مدرسه بزرگ قرآن در میان دیوارهای این دانشگاه سر بر خواهد آورد.

💡 بعد كل أزمة صعبة، تنهض الشعوب القوية من جديد وتبني مستقبلها بإرادة أكبر.

پس از هر بحران دشوار، ملت‌های قوی دوباره برمی‌خیزند و آینده خود را با عزمی راسخ‌تر می‌سازند.

💡 ‬ثم متالكت نفسها وهي تنهض وترتك‬ ‫يل كارتًا شخص ًّيا حيمل رقم هاتفها وعنوان بريدها اإللكرتوين‪.

سپس خودش را جمع و جور کرد، بلند شد و یک کارت شخصی که شماره تلفن و آدرس ایمیلش را روی آن نوشته بود، گذاشت.

💡 ‬حينها كتبت رسالة ووضعتها تحت باب غرفتها لكي‬ ‫تراها حينما تنهض الحقا‪

سپس نامه‌ای نوشت و آن را زیر در اتاق خوابش گذاشت تا وقتی بیدار شد، آن را ببیند.

کلمات مرتبط