تنص

🌐 بیان می‌کند.

این واژه به‌تنهایی معمولاً از ریشه «نصّ» می‌آید و در برخی کاربردها می‌تواند به معنای «نص‌گرفتن»، «تصریح کردن» یا «متن‌دادن / متن آوردن» باشد. اگر به‌صورت فعل صرف‌شده دیده شود، بسته به جمله می‌تواند معنای «متن را بیان کرد» یا «تصریح نمود» بدهد، هرچند این صورت به‌تنهایی چندان رایج نیست و برای فهم دقیق باید بافت جمله را دید.

جمله سازی با تنص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬وموغل يف الا صظ والق وة حين لعرينص ولكش‬ ‫لنص تم تنص واهمبين رخبصد أرا بنص‪

و او زمانی به حقیقت و قدرت پرداخت که در متن بود و متن، متن نشده بود و آنها از مهمترین ها بودند و او یک متن را دید.

💡 اللوائح الداخلية تنص بوضوح على منع التدخين داخل قاعات الاجتماعات.

آیین‌نامه داخلی به وضوح بیان می‌کند که سیگار کشیدن در داخل اتاق‌های جلسات ممنوع است.

💡 كنت أحب أن أساعدك لكني مقيد بالئحة نادي السيارات التي‬ ‫ال تنص على أي معاش‪.

خیلی دوست دارم به شما کمک کنم، اما من ملزم به رعایت مقررات باشگاه اتومبیلرانی هستم که هیچ گونه مستمری بازنشستگی را در نظر نمی‌گیرد.

💡 في الدستور الحديث تنص المادة الخامسة على حقّ المواطن في التعليم المجاني.

در قانون اساسی مدرن، ماده پنجم حق شهروندان برای آموزش رایگان را تصریح می‌کند.

💡 الاتفاقية تنص على أن الالتزام بالمواعيد شرط أساسي لاستمرار التعاون.

در این توافق‌نامه تصریح شده است که پایبندی به ضرب‌الاجل‌ها پیش‌نیاز ادامه همکاری است.

💡 ‫تنص خسلنصث رحن جميعص بعد أن وربنصث يف حب هسث الرقعب

متن حاکی از آن است که همه آنها پس از آن آزاد شده اند و عاشق راقب آزاد شده اند.

کلمات مرتبط