تنساب

🌐 جریان‌ها

این واژه از ریشه «نسب» یا ساختی نزدیک به «نساب / انساب» است و در فارسیِ معناییِ رایجِ آن می‌تواند به «جاری شدن آرام و روان» یا «خزیدن و لغزیدن به‌نرمی» نزدیک باشد، اگر از معنای ادبی / تصویری آن استفاده شده باشد. در برخی موارد نیز ممکن است با ریشه‌ای دیگر و در بافت خاصی به کار رفته باشد، پس متن مهم است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جریان

📌 سر خوردن

📌 که جاری شد

📌 شناور

📌 سرازیر شدن

📌 هجوم می‌آورند

جمله سازی با تنساب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقيت ودموعي تنساب عندما تذكرت أيام الطفولة.

من همانجا ماندم، اشک از چشمانم جاری بود، و دوران کودکی‌ام را به یاد می‌آوردم.

💡 ‬كلما تنساب دموعي و تضطرب‬ ‫مشاعري أجدك بجانبي فتجف مياه عيوني وتعود دقات قلبي إلى طبيعتها‪

هرگاه اشکم جاری می شود و احساساتم به تلاطم می افتد، تو را در کنارم می یابم و چشمانم خشک می شود و ضربان قلبم به حالت عادی باز می گردد.

💡 تحولت ثلوج ذایبة الجبل إلى جداول صغيرة تنساب نحو الوادي المجاور.

برف‌های آب شده‌ی کوه به جویبارهای کوچکی تبدیل می‌شدند که به سمت دره‌ی مجاور سرازیر می‌شدند.

💡 ‫كانت همومي تنساب مع قطرات الماء المنفصلة‬ ‫عن جسدي‪

نگرانی‌هایم با قطرات آبی که از بدنم جدا می‌شدند، از بین می‌رفتند.

💡 أبيات الشاعر تنساب على اللسان، مما يجعلها سهلة الحفظ.

ابیات این شاعر به نرمی بر زبان جاری می‌شود و به همین دلیل به راحتی می‌توان آنها را به خاطر سپرد.

💡 ‬تنساب‬ ‫األفكار بسهولة وال تستطيع الكلمات مجاراتها واللحاق بها واالنسجام‬ ‫ّ‬ ‫يشق على افكاري ان تتعبئ في كيس‬ ‫معها آنيا دون تخلف‪.

ایده‌ها به راحتی جریان می‌یابند و کلمات نمی‌توانند با آنها همگام شوند، به آنها برسند یا با آنها هماهنگ شوند. برای من دشوار است که ایده‌هایم را فوراً و بدون تأخیر در یک کیسه قرار دهم.

کلمات مرتبط