ينساب
🌐 جریانها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جریان
📌 سر خوردن
📌 که جاری شد
📌 رانش
📌 آبشاری به پایین
📌 چکه چکه کرد
جمله سازی با ينساب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلسنا قرب النبع نستمع إلى صوت الماء وهو ينساب بين الصخور.
کنار چشمه نشستیم و به صدای آب که از میان صخرهها میگذشت گوش دادیم.
💡 سمعنا صوت الماء ينساب بالسيّلة بعد الأمطار الغزيرة في الجبل.
بعد از باران شدید در کوهستان، صدای جریان آب در نهر را شنیدیم.
💡 استمعنا إلى صوت الماء وهو ينساب عذبٌ وهادئ بين الصخور في الوادي.
به صدای آب که با ملایمت و آرامش از میان صخرههای دره میگذشت، گوش میدادیم.
💡 يركمه العمال بعناية حتى لا ينساب بعيدًا مع الهواء.
کارگران آن را با دقت روی هم می چینند تا با باد جابجا نشود.
💡 تركت خيط الطائرة الورقية ينساب بحرية بين أصابعها في اليوم العاصف.
او در آن روز بادی، اجازه داد نخ بادبادک آزادانه بین انگشتانش جریان یابد.
💡 كان الجدول يهمس بصوت مرح وهو ينساب فوق الأحجار الناعمة.
جویبار با شادی زمزمه میکرد، همچنان که بر روی سنگهای صاف جاری بود.