تلي

🌐 دنبال کردن

«تلي» معمولاً می‌تواند به‌صورت صفت یا اسم در معنای «بعدی»، «مرتبط با پس از آن» یا «دنبال‌کننده» فهمیده شود. در برخی متون ممکن است به چیزی اشاره کند که در پیِ چیز دیگری می‌آید یا در ردیف بعدی قرار دارد. بااین‌حال، این صورت نیز بدون بافت دقیق، چندان قطعی نیست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 به دنبال آن

📌 دنبال کردن

📌 بعدی

📌 متعاقباً

📌 تیلی

جمله سازی با تلي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحتفظ بيكر تلي بسرية المعلومات داخل الشركة.

بیکر تیلی محرمانگی اطلاعات درون شرکت را حفظ می‌کند.

💡 إنني أغرق في الديون في كل مرة بسبب فترة الركود التي تلي ذلك.

به خاطر رکود اقتصادی که بعدش پیش میاد، هر دفعه بیشتر تو قرض فرو میرم.

💡 وتمتد كل منهما على أربعة صفوف تلي التعليم الابتدائي العام.

هر یک از آنها پس از آموزش عمومی ابتدایی، تا چهار پایه تحصیلی ادامه می‌یابد.

💡 في الحيِّ القديمِ تلي المسجدَ سوقٌ صغيرٌ يبيعُ الخبزَ والخضارَ يوميًا.

در محله قدیمی، کنار مسجد، بازارچه کوچکی وجود دارد که روزانه نان و سبزیجات می‌فروشد.

💡 ويعرب عن أمله في أن تلي بسرعة هذه الجهود النافعة خطوات ملموسة.

او ابراز امیدواری می‌کند که این تلاش‌های مفید به زودی با گام‌های ملموسی دنبال شوند.

💡 ويجب أن يختار الزاحف بعناية في كل خطوة الصفحات التي تلي في الزيارة.

خزنده باید صفحاتی را که در هر بازدید دنبال می‌کند، با دقت انتخاب کند.

کلمات مرتبط