تلاق

🌐 جلسه

از ریشه‌ی «لقى / التقاء» و به معنی ملاقات، روبه‌رو شدن، برخورد یا هم‌زمان / هم‌مکان شدن؛ در برخی کاربردها به «تقابل و تلاقی» اشاره دارد.

اسم (noun)

📌 همگرایی

📌 تلاقی

جمله سازی با تلاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في هذا المشروعِ يوجدُ تلاق واضحٌ بينَ خبرةِ المهندسينَ واحتياجاتِ الزبائنِ.

در این پروژه، همگرایی آشکاری بین تخصص مهندسان و نیازهای مشتریان وجود دارد.

💡 ويرى وفدي أن الحوار المتزايد والتفاهم المتبادل عنصران أساسيان لبلوغ تلاق في الآراء أعظم حتى من ذلك.

هیئت من معتقد است که افزایش گفتگو و درک متقابل، عناصر ضروری برای دستیابی به همگرایی بیشتر دیدگاه‌ها هستند.

💡 وبالطبع، ليس هناك حاجة لوجود مؤامرة، بل مجرد تلاق للمصالح الاقتصادية والسياسية.

البته نیازی به توطئه نیست، فقط همگرایی منافع اقتصادی و سیاسی کافی است.

💡 يُعدُّ تلاق الآراءِ المختلفةِ سببًا مهمًّا للوصولِ إلى حلٍّ أفضلَ في النقاشِ.

همگرایی نظرات مختلف دلیل مهمی برای رسیدن به راه حل بهتر در بحث است.

💡 حدثَ تلاق بينَ الفكرةِ العلميةِ والتطبيقِ العمليِّ داخلَ المختبرِ أثناءَ التدريبِ.

در طول آموزش، بین ایده علمی و کاربرد عملی آن در آزمایشگاه، تلاقی ایجاد شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران