الأسبوع
🌐 هفته
دیکشنری عربی به فارسی
📌 هفته
📌 هفتگی
جمله سازی با الأسبوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سافرنا إلى الکرج في عطلة نهاية الأسبوع لزيارة الأقارب.
آخر هفته برای دیدار اقوام به کرج سفر کردیم.
💡 أخبرتهم أن اننی غير قادر على السفر هذا الأسبوع بسبب العمل.
به آنها گفتم که به دلیل کار، این هفته قادر به سفر نیستم.
💡 انطلق المشروعُ الجديدُ هذا الأسبوع بعد أشهر من التخطيط والإعداد.
این پروژه جدید پس از ماهها برنامهریزی و آمادهسازی، این هفته راهاندازی شد.
💡 في اوال الأسبوع كنتُ مشغولًا جدًا بالعمل والاجتماعات المتتالية.
اوایل هفته سرم خیلی شلوغ بود، درگیر کار و جلسات پشت سر هم.
💡 سألني عن الذي ذاک الكتاب الذي قرأته الأسبوع الماضي.
او درباره کتابی که هفته پیش خوانده بودم از من پرسید.
💡 اود زيارة صديقي القديم في نهاية الأسبوع المقبل.
دوست دارم آخر هفتهی آینده به دیدن دوست قدیمیام بروم.
💡 ناقش الباحث مع املومنني نتائج الاستبيان الذي أُجري الأسبوع الماضي.
محقق نتایج نظرسنجی انجام شده هفته گذشته را با مؤمنان مورد بحث قرار داد.
💡 التقيتُ بالشاب الذي أبي رآه في المستشفى الأسبوع الماضي.
من مرد جوانی را که پدرم هفته پیش در بیمارستان دیده بود، ملاقات کردم.
💡 قالت الأم: أشعر أني أحتاج إلى بعض الراحة بعد هذا الأسبوع الطويل.
مادر گفت: احساس میکنم بعد از این هفتهی طولانی به کمی استراحت نیاز دارم.
💡 قضينا عطلة نهاية الأسبوع في الكامب قرب البحر مع مجموعة من الأصدقاء.
آخر هفته را با گروهی از دوستان در کمپ نزدیک دریا گذراندیم.
💡 أخبرتني أنيا أنها ستسافر إلى عمّان الأسبوع القادم.
آنیا به من گفت که هفته آینده به عمان سفر خواهد کرد.