تفرض

🌐 تحمیل کردن

این صورت نیز مبهم است و احتمالاً با «تفرض» از ریشه «فرض» مرتبط است. اگر چنین باشد، می‌تواند به معنای واجب کردن، مقرر داشتن، فرض کردن باشد، اما بدون سیاق، تشخیص دقیق آن ممکن نیست.

جمله سازی با تفرض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الحقيقة تفرض نفسها في النهاية مهما حاول البعض إخفاءها.

حقیقت بالاخره آشکار خواهد شد، هر چقدر هم که برخی سعی در پنهان کردن آن داشته باشند.

💡 تمنح الشهرة صاحبها فرصًا واسعة، لكنها تفرض عليه مسؤوليات أكبر أيضًا.

شهرت به صاحبش فرصت‌های گسترده‌ای می‌دهد، اما مسئولیت‌های بزرگ‌تری را نیز بر او تحمیل می‌کند.

💡 سوف تفرض خدمة الاشتراك رسومًا إضافية إذا اخترت خطة دفع شهرية.

در صورت انتخاب طرح پرداخت ماهانه، سرویس اشتراک هزینه اضافی دریافت خواهد کرد.

💡 لأنه لا يمكن لأية قوة اجتماعية أن تفرض إرادتها على القوى الأخرى.

زیرا هیچ نیروی اجتماعی نمی‌تواند اراده خود را بر سایر نیروها تحمیل کند.

💡 حتمية التطور تفرض على الشركات تحديث أنظمتها باستمرار.

اجتناب‌ناپذیری توسعه، شرکت‌ها را ملزم می‌کند که دائماً سیستم‌های خود را به‌روزرسانی کنند.

💡 أحيانًا تفرض الظروفُ على الإنسانِ قراراتٍ لم يكنْ يخططُ لها من قبلُ.

گاهی اوقات شرایط، فرد را مجبور به تصمیم‌گیری‌هایی می‌کند که از قبل برای آنها برنامه‌ریزی نکرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران