تفتش
🌐 بازرسی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جستجو
📌 بازرسی کردن
📌 در حال گذر
📌 از میان رفتن
جمله سازی با تفتش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الشرطة تفتش السيارة بدقة عند نقطة التفتيش الحدودية.
پلیس در ایست بازرسی مرزی، ماشین را به طور کامل بازرسی میکند.
💡 قوات الأمن الأفغانية تفتش موقع هجوم انتحاري
نیروهای امنیتی افغانستان در حال جستجوی محل حمله انتحاری هستند.
💡 الموظف تفتش عن الملف بين الأوراق الكثيرة على المكتب.
کارمند در میان انبوه کاغذهای روی میز، دنبال پرونده میگردد.
💡 وكان قلبي يدق ويدق وكأنه سيخرج من صدري بعد لحظات قليلة كانت عيناي تفتش عنه بشغفٍ.
قلبم چنان تند و کوبنده میتپید که گویی تا چند لحظه دیگر از سینهام بیرون خواهد زد و چشمانم مشتاقانه آن را میجست.
💡 الأم تفتش في حقيبة ابنها عن دفتر الواجبات المفقود.
مادر در کیف پسرش دنبال دفترچه مشق گمشدهاش میگردد.
💡 :اي اهل ـ ـ ــي هل وصل بك احلال إىل أن تفتش عن من أيويك؟
ای قوم من، آیا به جایی رسیدهاید که به دنبال کسی هستید که به شما پناه دهد؟