التفتیش
🌐 بازرسی
این واژه نیز همانند «التفتيش» بهمعنای تفتیش، بازرسی و جستوجوی دقیق است و در بسیاری از کاربردها با آن مترادف محسوب میشود؛ یعنی بررسی کردن برای یافتن یا آشکار ساختن چیزی.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بازرسی
📌 جستجو
📌 چک
📌 بازرسی کردن
📌 حکم
📌 غربالگری
جمله سازی با التفتیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يحتاج التفتیش في بعض المؤسسات إلى دقة وصبر حتى لا تُهمل التفاصيل المهمة.
بازرسی در برخی از موسسات نیاز به دقت و حوصله دارد تا جزئیات مهم از نظر دور نماند.
💡 تم التفتیش على المركبات في الحاجز الأمني قبل السماح لها بالمرور.
قبل از اجازه عبور، خودروها در ایست بازرسی امنیتی بازرسی میشدند.
💡 بعد الحادث، بدأ فريق الأمن التفتیش في الموقع بحثًا عن الأدلة.
پس از این حادثه، تیم امنیتی شروع به جستجوی محل برای یافتن شواهد کرد.