تفاقم
🌐 بدتر شدن
فعل (verb)
📌 تشدید کردن
📌 بدتر شدن
اسم (noun)
📌 بدتر شدن
📌 تشدید
جمله سازی با تفاقم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قد يكون التدخل الطبي ضروريًا لمنع تفاقم الحالة الصحية.
ممکن است برای جلوگیری از بدتر شدن وضعیت سلامتی، مداخله پزشکی ضروری باشد.
💡 أدى التبادل الحاد إلى تفاقم الوضع حيث استمروا في الجدال.
این مشاجره لفظی اوضاع را وخیمتر کرد و آنها همچنان به بحث ادامه دادند.
💡 استدعی الوضعُ تدخلَ الإسعاف قبل تفاقم الإصابة.
این وضعیت نیاز به مداخله آمبولانس قبل از بدتر شدن آسیب داشت.
💡 يسبب التدخين ٱلضررَ للرئتين، ولذلك ينصح الأطباء بتركه مبكرًا قبل تفاقم المشكلات.
سیگار کشیدن به ریهها آسیب میرساند، بنابراین پزشکان توصیه میکنند قبل از بدتر شدن مشکلات، سیگار را ترک کنید.
💡 وصلت النجدة بسرعة إلى مكان الحادث، وأنقذت المصابين قبل تفاقم الوضع.
نیروهای امدادی به سرعت در محل حادثه حاضر شدند و پیش از وخیمتر شدن اوضاع، مصدومان را نجات دادند.
💡 يجب أن تتحرك الإدارة سریعا لمعالجة الخلل قبل تفاقم المشكلة.
دولت باید قبل از اینکه اوضاع بدتر شود، سریعاً برای رفع مشکل اقدام کند.