تطوع

🌐 داوطلب

این واژه از ریشه «طوع» است و به معنی «داوطلبی، کار اختیاری، یا انجام دادن چیزی از روی میل» می‌آید. در فرهنگ دینی نیز «تطوع» به عبادت یا کاری گفته می‌شود که واجب نیست و شخص آن را با اختیار انجام می‌دهد. در فارسی معادل‌های آن «داوطلبانه انجام دادن» یا «عمل اختیاری» است.

اسم (noun)

📌 داوطلب شدن

📌 داوطلبی

📌 سربازگیری

فعل (verb)

📌 داوطلب

📌 داوطلب شدن برای

جمله سازی با تطوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬فلم ترتدد أن تطوع كل إمكانياهتا يف سبيل إسعاد رجل‬ ‫الشارع‪

او از اختصاص دادن تمام منابع خود برای ایجاد شادی برای افراد عادی دریغ نکرد.

💡 شارك الشاب في تطوع أسبوعي لتنظيف الحديقة العامة.

مرد جوان در یک کار داوطلبانه هفتگی برای تمیز کردن پارک عمومی شرکت کرد.

💡 أدهشت جراءته الجميع؛ تطوع للقيام بالمهمة التي لم يرغب بها أحد.

شجاعت او همه را شگفت‌زده کرد؛ او داوطلب شد تا کاری را انجام دهد که هیچ‌کس دیگری نمی‌خواست.

💡 ‫بعد أن تطوع لطيف للعم ل في دور رعاي ة‬ ‫المس نين‪

پس از اینکه لطیف داوطلب شد تا در خانه‌های سالمندان کار کند

💡 لم يشك أحد في نيته عندما تطوع لتنظيم الحفل ومساعدة الزوار.

وقتی او داوطلب شد تا این رویداد را سازماندهی کند و به بازدیدکنندگان کمک کند، هیچ کس در نیت او شک نداشت.

💡 انضمّت الطالبة إلى فريق تطوع لمساعدة الأطفال المحتاجين.

این دانش‌آموز به یک تیم داوطلب برای کمک به کودکان نیازمند پیوست.

کلمات مرتبط