تسجن

🌐 زندانی کردن

این واژه از ریشه «سجن» است و به معنای زندانی شدن یا به زندان افتادن است. وقتی کسی «تسجن» می‌شود، یعنی او را در زندان نگه می‌دارند یا خود وارد زندان می‌شود. این فعل برای بیان محروم شدن از آزادی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 زندانی کردن

📌 زندان‌ها

📌 به زندان رفتن

📌 زندانی شدن

جمله سازی با تسجن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫أو ألن الموت يسجن نهايتى والحياة تسجن بدايتى.

یا مرگ پایان مرا و زندگی آغاز مرا زندانی خواهد کرد؟

💡 أحيانًا تسجنُ العاداتُ السيئةُ الإنسانَ في دائرةٍ يصعب الخروج منها.

گاهی اوقات عادت‌های بد، فرد را در چرخه‌ای گرفتار می‌کنند که رهایی از آن دشوار است.

💡 قد تسجنُ السلطاتُ المتهمَ إذا ثبتت عليه التهمة بعد التحقيق.

اگر اتهام پس از تحقیقات علیه متهم ثابت شود، مقامات ممکن است او را زندانی کنند.

💡 قاضية تسجن أطفالا لرفضهم تناول غداء مع أبيهم

قاضی بچه‌ها را به خاطر امتناع از خوردن ناهار با پدرشان زندانی می‌کند.

💡 لا تسجنُ الأفكارُ الإبداعيةُ داخل الخوف، بل تحتاج إلى حريةٍ واتساع.

ایده‌های خلاقانه در ترس زندانی نمی‌شوند؛ بلکه به آزادی و وسعت نیاز دارند.

کلمات مرتبط