ترجل

🌐 روشن

«ترجل» در عربی به معنای پیاده شدن، از مرکب پایین آمدن، یا گاهی رسیدن مو به حالت آویخته و بدون بستن است؛ اما در کاربرد رایج‌تر، به «پیاده شدن» از اسب یا وسیله سواری گفته می‌شود. این واژه همچنین در برخی متون به معنای مردانه شدن، شبیه مردان رفتار کردن، یا ترک حالت سواری و فرود آمدن به کار می‌رود. معنی دقیق آن به جمله وابسته است.

فعل (verb)

📌 پیاده شو

📌 قدم زدن

📌 روشن

📌 پایین آمدن

اسم (noun)

📌 پیاده شدن

اسم / فعل (noun / verb)

📌 پیاده شدن

جمله سازی با ترجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أطفى المحرك، و ترجل من السيارة...

ماشین را خاموش کرد و از ماشین پیاده شد...

💡 بعدَ وصولِ الحافلةِ، ترجل الطلابُ بسرعةٍ إلى ساحةِ المدرسةِ.

بعد از رسیدن اتوبوس، دانش آموزان به سرعت پیاده شدند و به حیاط مدرسه رفتند.

💡 ‬تلك النظرات التي تحولت في موعد قادم‬ ‫إلى لقاء بعدما ترجل الفتى واقترب من لوريلي حيث عبر كل واحد منهما على إعجابه باآلخر.

آن نگاه‌ها پس از آنکه پسر از ماشین پیاده شد و به لورلای نزدیک شد، به ملاقاتی در تاریخ آینده تبدیل شد، جایی که هر یک از آنها تحسین خود را نسبت به دیگری ابراز کردند.

💡 ‬غادة العليمي‬ ‫ويف اللحظة املناسبة ترجل من سيارته واجته نحوهم‪

غاده علیمی، در فرصت مناسب، از ماشینش پیاده شد و به سمت آنها رفت.

💡 حسنا، ربما كنت والسيارة ترجل على سفح خاطئ.

خب، شاید تو و ماشین توی شیب اشتباه پیاده شدید.

💡 ‬ولما اقترب من العين وقد دلت ملمحه وملبسه على ترف‬ ‫وكياسة ترجل عن ظهر جواده وحيّاها بلطف ما تعودته من رجل قط‪

همین که به چشمه نزدیک شد، در حالی که چهره و لباسش نشان از تجمل و ظرافت داشت، از اسب پیاده شد و با چنان ملایمتی به او سلام کرد که تا آن زمان از هیچ مردی ندیده بود.

کلمات مرتبط