تذيب
🌐 ذوب شدن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ذوب شدن
📌 حل کردن
جمله سازی با تذيب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مشاهدة الجرو يلعب من شأنها أن تذيب قلب أي شخص على الفور.
تماشای بازی توله سگ قلب هر کسی را فوراً آب میکند.
💡 كان يمشي بهيبته المعتاده التى تذيب قلوب كل العامالت لديه.
او با ابهت همیشگیاش که دل همه کارگرانی که برایش کار میکردند را آب میکرد، راه میرفت.
💡 الشمس القوية تذيب الجليد على الطرق الجبلية مع بداية الربيع.
آفتاب شدید با شروع بهار، یخ جادههای کوهستانی را آب میکند.
💡 بعض المواد الكيميائية تذيب الدهون المتراكمة في الأدوات المعدنية القديمة.
برخی مواد شیمیایی، چربی انباشته شده در ابزارهای فلزی قدیمی را در خود حل میکنند.
💡 بقي رجل الثلج واقفًا أمام البيت حتى بدأت الشمس تذيب الثلج.
آدم برفی همانجا جلوی خانه ایستاد تا اینکه خورشید شروع به آب کردن برفها کرد.
💡 الحرارة العالية تذيب الثلج بسرعة على زجاج السيارة في الصباح.
دمای بالا به سرعت یخ روی شیشه جلوی ماشین را در صبح آب می کند.