مذيب
🌐 حلال
به معنی «حلکننده» یا «ذوبکننده» است؛ چیزی که مادهای دیگر را در خود حل میکند یا آن را از حالت جامد به مایع میبرد. در کاربردهای علمی، برای مایع یا مادهای بهکار میرود که قابلیت حلکردن مواد دیگر را دارد.
اسم (noun)
📌 حلال
📌 یخزن
📌 رقیق کننده
📌 حل کننده
📌 ذوب کننده
📌 قاعدگی
جمله سازی با مذيب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حملت الشركة عبوات مذيب آمنة للاستخدام في التنظيف الصناعي.
این شرکت ظروف حاوی حلالی را حمل میکرد که برای استفاده در نظافت صنعتی بیخطر بودند.
💡 في المختبر، يجب اختيار مذيب مناسب حتى لا يتفاعل مع المادة المدروسة.
در آزمایشگاه باید حلال مناسبی انتخاب شود تا با ماده مورد مطالعه واکنش ندهد.
💡 استعمل العامل مذيب ًا خاصًا لإزالة آثار الطلاء القديم من السطح المعدني.
کارگر از یک حلال مخصوص برای پاک کردن آثار رنگ قدیمی از سطح فلز استفاده کرد.