تذبح

🌐 کشتار

«تذبح» از ریشه ذ-ب-ح است و می‌تواند به معنای «ذبح می‌کنی، سر می‌بُری، قربانی می‌کنی» باشد؛ بسته به صیغه و متن، ممکن است خطاب به مفرد مؤنث یا شکل دیگری از فعل باشد. این واژه به عمل کشتن حیوان با بریدن گلو، یا به‌طور کلی قربانی‌کردن اشاره دارد. در فارسی معادل آن «ذبح می‌کنی» یا «سر می‌بُری» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کشتار

📌 کشتن

📌 قصابی شده

جمله سازی با تذبح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا يجوز أن تذبح الحيوانات بطريقة قاسية أو غير إنسانية.

حیوانات نباید به شیوه‌ای بی‌رحمانه یا غیرانسانی ذبح شوند.

💡 الجزار تذبح الخروف وفق الشروط الصحية المطلوبة في السوق.

قصاب گوسفند را طبق الزامات بهداشتی تعیین شده در بازار ذبح می‌کند.

💡 وأنا آمرك الآن، بأن تذبح كل صبي طويل في المدينة

و حالا بهت دستور میدم که هر پسر قد بلندی رو توی شهر بکشی.

💡 يضمن المتجر أنهم يشترون اللحوم فقط من الأماكن التي تذبح بطريقة إنسانية.

این فروشگاه تضمین می‌کند که فقط از مکان‌هایی گوشت می‌خرد که به روش انسانی کشتار می‌کنند.

💡 وقد أخبرت مجموعة "الرقة تذبح بصمت" لجنة حماية الصحفيين بأن أحدًا من الضحايا لم يكن عضوًا في المجموعة.

گروه «رقه در سکوت سلاخی می‌شود» به کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران گفت که هیچ یک از قربانیان عضو این گروه نبودند.

💡 في بعض القرى، تذبح العائلات أضحية العيد بعد صلاة الصباح مباشرة.

در برخی روستاها، خانواده‌ها بلافاصله پس از نماز صبح، قربانی عید را ذبح می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران