تحول

🌐 تحول

به‌معنای «دگرگونی، تغییر، تبدیل شدن از حالتی به حالت دیگر» است. این واژه می‌تواند برای تغییرات جسمی، فکری، اجتماعی، اقتصادی یا زبانی به کار رود و نشان‌دهنده عبور از یک وضعیت به وضعیت تازه است.

اسم (noun)

📌 تحول

📌 گذار

فعل (verb)

📌 تبدیل کردن

📌 تبدیل شدن

اسم / فعل (noun / verb)

📌 نوبت

📌 شیفت

📌 تغییر

جمله سازی با تحول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت واولی خطوات الطفل نحو المدرسة مليئة بالخوف، ثم تحول الخوف إلى فضول جميل.

اولین قدم‌های کودک به سمت مدرسه پر از ترس بود، سپس این ترس به کنجکاوی زیبایی تبدیل شد.

💡 مرّ الحوار كالمي في بدايته، ثم تحول إلى نقاش أكثر جدية.

گفتگو با لحنی آرام شروع شد و سپس به بحثی جدی‌تر تبدیل شد.

💡 كان سنة السفر إلى الخارج نقطة تحول مهمة في حياته المهنية.

سال سفر به خارج از کشور نقطه عطف مهمی در حرفه او بود.

💡 عاش الناس في الحر الشديد وكأن المكان تحول إلى جحيم.

مردم در گرمای شدید زندگی می‌کردند، انگار که آنجا به جهنم تبدیل شده بود.

💡 قد تحول الظروف الصعبة دون تحقيق بعض الأهداف في الوقت المحدد.

شرایط دشوار ممکن است مانع از دستیابی به برخی از اهداف در زمان مقرر شود.

💡 ‫تحول الطابق األريض إىل بوابة للتواصل مع الناس‪

طبقه همکف به دروازه‌ای برای ارتباط با مردم تبدیل شده است.

💡 يتحدث المؤرخون عن الثورة بوصفها نقطة تحول كبرى في تاريخ المنطقة كله.

مورخان از انقلاب به عنوان نقطه عطفی بزرگ در تاریخ کل منطقه یاد می‌کنند.

💡 ‫هل العالم كله هكذا أم انى الوحيد كذلك‬ ‫وهذا المكان هو الذى تحول لذلك‬ ‫ولكن كيف أعرف

آیا تمام دنیا اینطور است، یا من تنها هستم، و این مکان تنها جایی است که تغییر کرده است؟ اما از کجا می‌دانم؟

💡 كان السفر نقطة تحول مهمة لحياته المهنية والشخصية.

سفر نقطه عطفی در زندگی حرفه‌ای و شخصی او بود.

کلمات مرتبط