وتحول
🌐 و متحول شد
فعل (verb)
📌 تبدیل کردن
اسم (noun)
📌 تحول
وجه وصفی (participle)
📌 سوئیچ شده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 تبدیل شده
📌 منتقل شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 چرخاندن
جمله سازی با وتحول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدث وتحول واضح في أفكارها بعد قراءة عدة كتب مهمة.
پس از خواندن چندین کتاب مهم، تغییر و تحول آشکاری در تفکر او رخ داد.
💡 شهدت المدينة وتحول كبيرًا بعد افتتاح المترو الجديد.
این شهر پس از افتتاح متروی جدید، شاهد تحول بزرگی بود.
💡 ثالثاً، كان هناك افتراض بأن طبيعة الحرب التجارية المدمرة للذات سوف تتضح سريعاً وتحول دون أي تصعيد كبير للحرب.
سوم، این فرض وجود داشت که ماهیت خودویرانگر جنگ تجاری به سرعت آشکار خواهد شد و از هرگونه تشدید عمده جنگ جلوگیری میکند.
💡 لحظة كان كل شيء معها جميل وتحول بعدها للون الرماد
برای لحظهای، همه چیز با او زیبا بود، سپس به خاکستر تبدیل شد.
💡 وتحول بعضهم في قصصه لمجرد زبانية في بالد تحولت لسجون ومعتقالت وقتل وتعذيب.
برخی از آنها، در داستانهای او، در کشوری که به زندان، بازداشتگاه، کشتار و شکنجه تبدیل شده بود، به نوکران صرف تبدیل شدند.
💡 أدى التطور التقني إلى وتحول سريع في أسلوب العمل داخل الشركة.
توسعه فناوری منجر به تحول سریع در نحوه کار شرکت شده است.