تحريج

🌐 جنگل‌کاری

این واژه در عربی از ریشه‌ی «حَرَج» می‌آید و بیشتر به معنای به تنگنا انداختن، در مضیقه قرار دادن، یا سخت‌گیری کردن به کار می‌رود. گاهی نیز در متون دینی و فقهی به مفهوم ایجاد مشقت و تنگی در حکم یا رفتار اشاره دارد.

اسم (noun)

📌 جنگل‌کاری مجدد

📌 جنگل کاری

جمله سازی با تحريج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يؤدي تحريج البضائع بطريقة منظمة إلى تقليل التلف وتحسين سرعة التوزيع.

سازماندهی منظم کالاها، ضایعات را کاهش داده و سرعت توزیع را بهبود می‌بخشد.

💡 تهدف بعض الشركات إلى تحريج المنتجات الجديدة عبر حملات إعلانية مكثفة في السوق المحلية.

برخی از شرکت‌ها قصد دارند محصولات جدید خود را از طریق کمپین‌های تبلیغاتی فشرده در بازار محلی تبلیغ کنند.

💡 وقد مُنح بلدي شرف استضافة المؤتمر، نظراً لدوره الريادي في إعادة تحريج واسعة النطاق في المنطقة.

به پاس نقش برجسته کشور من در احیای جنگل‌ها در مقیاس بزرگ در منطقه، افتخار میزبانی این کنفرانس به این کشور اعطا شد.

💡 قام الفريق المختص بعملية تحريج دقيقة للمواد قبل نقلها إلى المستودع الرئيسي.

تیم تخصصی قبل از انتقال مواد به انبار اصلی، فرآیند فهرست‌برداری دقیقی از آنها انجام داد.

کلمات مرتبط