تحرس

🌐 نگهبان

این واژه از ریشهٔ «حرس» است و به معنای نگهبانی کردن، پاسبانی دادن، مراقبت کردن و حفاظت نمودن می‌باشد. در عربی، «حرس» به نیروهای محافظ یا عمل محافظت اشاره دارد و «تحرّس / تحرس» می‌تواند بسته به ساخت، معنای مراقبت و پاسداری داشته باشد. این واژه در امور امنیتی و همچنین در معنای مراقبت و مواظبت عمومی دیده می‌شود.

فعل (verb)

📌 نگهبان

📌 گشت

📌 زیر نظر داشتن

جمله سازی با تحرس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدت الجبال باسقات في الأفق كأنها تحرس المدينة.

کوه‌ها در افق سر به فلک کشیده بودند، گویی از شهر محافظت می‌کردند.

💡 بدت الشجرة الفارعة في وسط الحديقة كأنها تحرس المكان من الأعلى.

درخت بلند وسط باغ طوری به نظر می‌رسید که انگار از بالا از آنجا نگهبانی می‌دهد.

💡 ‬هذا ال ييذي أق ييام منزل ييه وس ييط ألادغ ييال تحرس ييه‬ ‫أسراب القمل والضفادع والبراغيث‪.

این خانه‌ای است که با بیشه‌ها احاطه شده و انبوهی از شپش، قورباغه و کک از آن محافظت می‌کنند.

💡 تقف القلعة على التل كأنها تحرس المدينة منذ قرون طويلة.

این قلعه چنان بر فراز تپه ایستاده که گویی قرن‌هاست از شهر محافظت می‌کند.

💡 ً حيث كانت هناك أفعى مرعبة بداخله أيضا تحرس بيضها.

همچنین یک مار وحشتناک درون آن بود که از تخم‌هایش محافظت می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران