تتمتم
🌐 زمزمه کردن
از ریشهٔ «ت م م» یا در کاربرد نزدیک به «متمتم» و «متمتة»؛ به معنای «زیر لب سخن گفتن، نامفهوم و آرام حرف زدن» است. این واژه حالت گفتاریِ آهسته، مبهم و نجواگونه را میرساند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 زمزمه کردن
📌 موتر
📌 شکارچی
📌 ناله کرد
جمله سازی با تتمتم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرجت من الغرفة وهي تتمتم إف بسبب الرائحة القوية.
او در حالی که به خاطر بوی تند زیر لب غرغر میکرد «اه» از اتاق خارج شد.
💡 أثناء الامتحان، كانت غالبًا ما تتمتم بالإجابات لنفسها للطمأنينة.
در طول امتحان، او اغلب برای اطمینان خاطر، جوابها را با خودش زمزمه میکرد.
💡 تجولت في الشوارع تتمتم كأنها امرأة مجنونة غارقة في أفكارها.
او در خیابانها پرسه میزد و مثل دیوانهای غرق در افکارش، زیر لب غرغر میکرد.
💡 كلما تغيرت خططها، لا تستطيع إلا أن تتمتم بانزعاج.
هر وقت برنامههایش تغییر میکرد، فقط میتوانست با ناراحتی زیر لب غر بزند.