الإلكترونية

🌐 الکترونیکی

مؤنثِ «الإلكتروني» است و به معنی «الکترونیکی» می‌باشد. این واژه برای توصیف چیزهایی به‌کار می‌رود که به فناوری دیجیتال یا وسایل برقی و رایانه‌ای مربوط‌اند، مانند رسانه الکترونیکی یا کتابخانه الکترونیکی.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 الکترونیکی

📌 آنلاین

📌 سایبری

📌 وب

📌 دیجیتال

📌 الکترون

جمله سازی با الإلكترونية

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظهر الخطأ داخننل الصفحة الإلكترونية بسبب مشكلة في التنسيق.

این خطا به دلیل مشکل قالب‌بندی در صفحه وب ظاهر شد.

💡 تله الطفل بالألعاب الإلكترونية حتى نسي موعد العشاء.

کودک آنقدر سرگرم بازی‌های الکترونیکی شد که زمان شام را فراموش کرد.

💡 وصلت الرسالة الإلكترونية إلی يدي قبل الموعد المحدد بدقائق.

ایمیل چند دقیقه قبل از زمان تعیین شده به دستم رسید.

💡 تعمل الجهات الحكومية على تحسين جودة الخدمات الإلكترونية للمواطنين.

سازمان‌های دولتی در تلاشند تا کیفیت خدمات الکترونیکی را برای شهروندان بهبود بخشند.

💡 توفّر المنصة الإلكترونية دورة تعليمية مناسبة للمبتدئين في البرمجة.

این پلتفرم آنلاین، دوره آموزشی مناسبی را برای مبتدیان برنامه‌نویسی فراهم می‌کند.

💡 تسجلُ الجامعةُ أسماء الطلاب الجدد عبر بوابتها الإلكترونية هذا الأسبوع.

این دانشگاه این هفته از طریق پورتال آنلاین خود، اسامی دانشجویان جدید را ثبت می‌کند.

💡 لم يفهم الموظف معنى الوظ في الرسالة الإلكترونية المرسلة إليه.

کارمند معنی کلمه «شغل» را در ایمیلی که برایش ارسال شده بود، نفهمید.

💡 أصبحت المعامل الإلكترونية جزءًا مهمًا من التدريب العملي.

آزمایشگاه‌های الکترونیک به بخش مهمی از آموزش عملی تبدیل شده‌اند.

💡 تُعرض المعلومات المهمة على دایما في اللوحة الإلكترونية بالمكتب.

اطلاعات مهم همیشه روی تابلوی الکترونیکی در دفتر نمایش داده می‌شود.

💡 سأل الموظف عن علوووی بعد أن وصلته الرسالة الإلكترونية من الإدارة.

کارمند پس از دریافت ایمیل از مدیریت، درباره علوی پرسید.

💡 ستصلک الرسالة الإلكترونية خلال دقائق قليلة بعد إرسالها من المكتب.

ایمیل را ظرف چند دقیقه پس از ارسال از دفتر دریافت خواهید کرد.

💡 ظهرت ضراا في الرسالة الإلكترونية نتيجة ضغطٍ خاطئ على لوحة المفاتيح.

در نتیجه‌ی فشردن نادرست کلید، اشکالی در پیام ایمیل ظاهر شد.

کلمات مرتبط