الإلكتروني

🌐 الکترونیکی

به معنی «الکترونیکی» است و هر چیزی را که با برق، دستگاه‌های دیجیتال یا فناوری رایانه‌ای مرتبط باشد توصیف می‌کند؛ مانند نامه الکترونیکی، پرداخت الکترونیکی یا کتاب الکترونیکی.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 الکترونیکی

📌 آنلاین

📌 سایبری

📌 وب

📌 الکترون

📌 دیجیتال

جمله سازی با الإلكتروني

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهنبم ظهر في الملف الإلكتروني بعد خللٍ في التنسيق.

نام آنمب به دلیل خطای قالب‌بندی در فایل الکترونیکی ظاهر شد.

💡 طلبت اوينا من الزملاء إرسال الملف عبر البريد الإلكتروني اليوم.

اوینا از همکارانش خواست که فایل را امروز از طریق ایمیل ارسال کنند.

💡 وصلت الرسالة ببفی إلى البريد الإلكتروني بعد منتصف الليل مباشرة.

کمی بعد از نیمه شب، پیام به صندوق ورودی ایمیلم رسید.

💡 تكاد لم تمر ساعة حتى وصل البريد الإلكتروني من المدير العام.

هنوز یک ساعت نگذشته بود که ایمیلی از مدیر کل رسید.

💡 أرسلت الرسالة او إليه عبر البريد الإلكتروني في وقتٍ متأخر.

این پیام از طریق ایمیل و در اواخر وقت برای او ارسال شد.

💡 أرسلتُ الطلب إليه عبر البريد الإلكتروني في وقت مبكر.

من درخواست را از طریق ایمیل برای او در همان اوایل فرستادم.

💡 تعتمد الشركة على الترويج الإلكتروني للوصول إلى الزبائن الشباب في مختلف المدن العربية.

این شرکت برای دسترسی به مشتریان جوان در شهرهای مختلف عربی به بازاریابی آنلاین متکی است.

💡 أرسل إليكس بريده الإلكتروني ليبقى على تواصل مع الفريق.

الکس آدرس ایمیل خود را فرستاد تا با تیم در ارتباط باشد.

💡 أصبح السفر أسهل بعد انتشار الحجز الإلكتروني والخرائط الرقمية.

با گسترش رزرو آنلاین و نقشه‌های دیجیتال، سفر آسان‌تر شده است.

💡 سألَ الطالبُ عن سببِ الیب في التقرير الإلكتروني الذي استلمه.

دانشجو درباره دلیل خطا در گزارش الکترونیکی که دریافت کرده بود، پرسید.

کلمات مرتبط