بیمار
🌐 بیمار
«بیمار» واژهای فارسی است و در عربیِ معیار به این صورت رایج نیست، هرچند در برخی متون ممکن است بهعنوان واژهٔ وامگرفته یا در زبانهای همسایه دیده شود. در فارسی معنای آن «ناتندرست، مریض، کسالتدار» است.
جمله سازی با بیمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يحتاج بیمار القلب إلى راحة تامة وتناول الدواء في موعده.
بیمار قلبی به استراحت کامل و مصرف به موقع داروهایش نیاز دارد.
💡 زار الطبيب بیمار ًا مسنًا في بيته لمتابعة العلاج المنزلي.
پزشک برای پیگیری درمان خانگی، از یک بیمار مسن در خانهاش عیادت کرد.
💡 بقي بیمار الطفل في المستشفى يومين حتى استقرت حالته.
کودک، بیمار، دو روز در بیمارستان ماند تا وضعیتش تثبیت شود.