المريض
🌐 بیمار
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بیمار
📌 مبتلا
جمله سازی با المريض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يقول لهَ : ِ السادي تماما ,فالمريض يكن المريض مر ً يضا با ّ ّ لسادية
به او میگوید: «بیمار کاملاً سادیست است؛ بیمار هم به سادیسم مبتلاست.»
💡 وفهما ً مخترقا ً في تشخيص المريض والتعامل االحتوائي اإلنساني معه
و درک عمیق در تشخیص بیمار و برخورد با او به شیوهای انسانی و فراگیر
💡 استخدم الطبيب الجس لتحديد موضع الألم عند المريض بدقة.
پزشک از لمس برای تعیین دقیق محل درد بیمار استفاده کرد.
💡 يحتاج المريض إلى متابعة عاجلة إذا ظهر الانصمام.
در صورت بروز آمبولی، بیمار نیاز به پیگیری فوری دارد.
💡 جلست الأم قرب طفلها المريض طوال الليل حتى هدأ واستعاد نومه.
مادر تمام شب کنار فرزند بیمارش نشست تا اینکه آرام شد و دوباره خوابش برد.
💡 حمل المسعف أسطوانة اکسجين لمساعدة المريض على التنفس.
امدادگر یک کپسول اکسیژن برای کمک به تنفس بیمار حمل میکرد.
💡 تابع المريض نتيجة الکرياتينين بقلق قبل موعد المراجعة القادمة.
بیمار با نگرانی قبل از مراجعه بعدی، نتیجه کراتینین را زیر نظر داشت.
💡 اقترح الطبيب علاجاً بديل اً يساعد المريض على تحسين حالته تدريجياً.
پزشک یک درمان جایگزین پیشنهاد کرد که به بیمار کمک میکند تا به تدریج وضعیتش را بهبود بخشد.
💡 عانى المريض من ضغطٍ على القناة الشوکية، فطلب الطبيب تصويرًا إضافيًا.
بیمار از فشار روی کانال نخاعی رنج میبرد، بنابراین پزشک درخواست تصویربرداری اضافی کرد.
💡 لاحظ الطبيب التحک المتكرر عند المريض بسبب الحساسية الجلدية.
پزشک متوجه شد که بیمار به دلیل آلرژی پوستی دچار خارش مکرر میشود.
💡 بدأ الطبيب التحس في يد المريض ثم قرر إجراء فحوصات إضافية.
پزشک شروع به لمس دست بیمار کرد و سپس تصمیم گرفت آزمایشهای بیشتری انجام دهد.
💡 فحص الطبيب المريض بعناية، ثم كتب له الدواء المناسب ونصحه بالراحة.
پزشک بیمار را به دقت معاینه کرد، سپس داروی مناسب را تجویز کرد و به او توصیه کرد که استراحت کند.
💡 في كثير من الحاالت يصعب المرض النفسي على المريض
در بسیاری از موارد، بیماری روانی برای بیمار دشوار است.
💡 الکوو قال الطبيب إن المريض يحتاج إلى متابعة دقيقة خلال الأيام القادمة.
پزشک گفت که بیمار در روزهای آینده نیاز به نظارت دقیق دارد.