بقدح
🌐 با یک فنجان
دیکشنری عربی به فارسی
📌 یک لیوان
📌 یک فنجان از
جمله سازی با بقدح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وضع النادل القهوةَ بقدح زجاجي صغير على الطاولة.
پیشخدمت قهوه را در لیوان شیشهای کوچکی روی میز گذاشت.
💡 «حارض» تنحنح ثم أكمل «ما رأيك بقدح من الشاي أريد أن أذيبالدهن يف أنابيب صدري».
«حارد» گلویش را صاف کرد و سپس ادامه داد: «نظرت در مورد یک فنجان چای چیست؟ میخواهم چربیهای توی سینهام را آب کنم.»
💡 حيث يسقيني كل السـعادة ولكن بقدح ملوثة بالشـقاء.
جایی که او تمام خوشبختی را به من میدهد، اما در جامی آلوده به بدبختی.
💡 في الصباح الباكر، شربتُ العصير بقدح نظيف قبل الذهاب إلى العمل.
صبح زود، قبل از رفتن به سر کار، آبمیوه را از یک لیوان تمیز نوشیدم.
💡 اشترت الأم حليبًا بقدح كبير لتقدمه لأطفالها مع الإفطار.
مادر شیر را در ظرف بزرگی خرید تا همراه صبحانه به فرزندانش بدهد.
💡 «ال تستعجيل أن ِقلبك يدق برسعة» وحينها خرج راشد بقدح من املاء
«عجله نکن، قلبت تند تند می زند.» سپس رشید با یک لیوان آب بیرون آمد.